سفر غيرمنتظره يوكيا آمانو، مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران كه براي اولين بار صورت مي پذيرد، اگرچه از سوي سخنگوي آژانس با هدف «افزايش ضريب تفاهم» توصيف شده است ولي براساس برخي از اخبار و گزارش هاي موثق، اين سفر، پشت صحنه اي دارد كه پرداختن به آن مخصوصا در آستانه اجلاس بغداد- 3 خرداد/ 23 مي- ضروري به نظر مي رسد و مي تواند به اين ترديد دوسويه، پاسخي يك سويه بدهد كه آقاي آمانو با سفر غيرمنتظره خود به تهران- آنگونه كه سخنگوي آژانس ادعا مي كند- در پي «افزايش ضريب تفاهمات» است يا دامن زدن به «توهمات» را دنبال مي كند؟! پاسخ اين پرسش را از چند زاويه پي مي گيريم؛
1- روزهاي دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته 25 و 26 ارديبهشت/14 و 15 مي- نمايندگاني از كشورمان به رياست علي اصغر سلطانيه با نمايندگاني از آژانس به سرپرستي هرمن ناكارتس و رافائل گروسي طي نشستي در وين درباره فعاليت هسته اي ايران اسلامي به مذاكره نشستند. در اين نشست، نمايندگان آژانس به روال 9 سال گذشته برخي از پرسش هاي غيرفني و غيرحقوقي و بارها مطرح شده- و پاسخ داده شده- درباره احتمال رويكرد نظامي فعاليت هسته اي كشورمان را پيش كشيدند كه اجازه بازرسي از مراكز نظامي جمهوري اسلامي ايران- مخصوصا پارچين- و شناسايي و دسترسي به دانشمندان و دست اندركاران امور هسته اي كشورمان از جمله آنها بود. نمايندگان كشورمان با استناد به مفاد NPT و پادمان مربوطه كه ملاك دسترسي ها و بازرسي هاي آژانس است از آنان اسنادي را مطالبه مي كنند كه آژانس را نسبت به احتمال فعاليت غيرصلح آميز هسته اي در مراكز مورد اشاره دچار ترديد كرده است و توضيح مي دهند بعد از دريافت اين اسناد چنانچه در آن نشانه هايي يافتند كه ترديد آژانس را توجيه مي كند اجازه دسترسي و بازرسي از مراكز موردنظر آژانس را صادر خواهند كرد. چرا كه مراكز نظامي هر كشور در فهرست «اسرار» و داشته هاي غيرقابل افشاي آن كشور جاي دارد و آژانس چنانكه تاكنون به نمونه هايي فراوان از آن اشاره كرده ايم نه فقط در حفظ اسرار نظامي به دست آمده از بازرسي مراكز نظامي كشورمان حساسيتي به خرج نداده، بلكه برخلاف نص صريح اساسنامه آژانس و پادمان مربوطه، به انتشار گسترده آن نيز دست زده است كه اعتراف اشپيگل به جاسوسي هاينونن- معاون البرادعي- براي سيا فقط يك نمونه از آنهاست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
1- «مارپيچ سكوت»- SILENCE SPIRAL- يكي از ترفندهاي پيچيده و پرهزينه عمليات رواني است كه از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون و مخصوصا طي دو سال اخير در حجم انبوهي عليه مردم كشورمان به كار گرفته شده است. مارپيچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولين بار در سال 1974- 1353- از سوي خانم اليزابت نئول نيومن آلماني در كتاب «افكار عمومي- پوست اجتماعي» مطرح شد. نيومن و برخي ديگر از نظريه پردازان غرب مارپيچ سكوت را يك نظريه علمي مي دانند كه مي تواند بخشي از ساز و كار و مكانيسم اجتماعي در شكل گيري افكار عمومي را توضيح داده و تشريح كند. اما به گزارش آسوشيتدپرس، چگونگي بهره گيري از اين نظريه يكي از ده ها - و اكنون صدها- ماده درسي است كه در سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اروپا به افسران عمليات رواني آموزش داده مي شود و بخش قابل توجهي از فعاليت غول هاي رسانه اي وابسته به كلان سرمايه داران غرب، نظير رابرت مرداك و برادران وارنر در اين بستر به كار گرفته مي شوند.
2- ترفند مارپيچ سكوت بر اين نظريه تكيه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند ديدگاه و نظر آنها در «اقليت» قرار دارد و اكثر افراد جامعه ديدگاه و نظري متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس يك قاعده فراگير- استثناها مورد نظر نيست- علاقه و تمايلي به ابراز نظر و عقيده خود نخواهند داشت و بيم آن دارند كه به خاطر ابراز عقيده و نظر متفاوت خويش در انزوا قرار گيرند و از سوي ديگر وقتي يك ديدگاه از سوي اكثريت افراد جامعه حمايت مي شود، افراد خنثي و بي تفاوت نيز ترجيح مي دهند در همان راستا ابراز عقيده كنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
ورود به موضوع پيش روي، آسان نيست ولي عبور بي تفاوت از كنار آن نيز دشوار است و بيم آن مي رود كه يكي از گفتني هاي ضروري، ناگفته بماند. پيش از اين در يادداشتي با عنوان «تا چه قبول افتد و...» - كيهان 3/12/90- پيشاپيش «عذر مشابهي» آورده بوديم و از دو عزيز بزرگواري كه نامي از آنها به ميان آمده بود خواسته بوديم، آن وجيزه- و اكنون اين وجيزه- را مصداق «درازدستي» يك «كوته آستين» تلقي نفرمايند، چرا كه آنچه در اين نوشته مي آيد نه به جسارت كه برخاسته از ارادت است و مصداق «گاه باشد كه كودكي نادان به غلط بر هدف زند تيري» و...
1- جبهه گيري برخي از اعضاي دو جبهه متحد و پايداري كه در فاصله اي كوتاه بعد از اعلام موجوديت آنها صورت گرفت به وضوح حكايت از آن داشت كه اين رشته مي تواند سر دراز داشته باشد. هر دو سوي ماجرا در نوشته ها، مصاحبه ها و سخنراني هاي خود بر ضرورت وحدت تأكيد مي كردند و هنوز هم مي كنند! ولي دريغ از يك گام مؤثر و غير تبليغاتي كه در اين راستا برداشته شود. همان روزها كه نشانه هاي اين اختلاف پديدار شده و به رسانه ها كشيده شده بود طي چند يادداشت به پي آمدهاي ناگوار آن اشاره داشتيم و از فرمول ديكته شده «جان كين» خبر داديم كه در كارگاه آموزشي خود براي اصلاح طلبان - عوامل بعدي فتنه 88- از ايجاد اختلاف در ميان اصولگرايان و ماندگاري آن در هواداران با عنوان يكي از مؤثرترين حربه ها براي تضعيف جايگاه فراگير اصولگرايان ياد كرده و بر آن تأكيد ورزيده بود. ولي برخي دوستان اصولگرا ابرو در هم كشيدند و آن «هشدار» را كه كيهان فقط راوي آن بود برنتابيدند و آن «رشته» كه از ابتدا نيز معلوم بود «سر دراز» دارد تا انتخابات 12 اسفند ادامه يافت. مردم، اما به گواهي نتيجه انتخابات، نشان دادند كه هيچ يك از دو جبهه متحد و پايداري را -برخلاف اعضاي اين دو جبهه- دربست قبول ندارند و در گزينش نامزدهاي مورد قبول خود به فرمول «هم اين و هم آن» روي آوردند كه كيهان نيز با شناخت و برداشت از عرصه انتخابات و همصدا با مردم به اين رويكرد اشاره كرده بود.
2- هر يك از دو جبهه «متحد» و «پايداري» به ترتيب جبهه خود را تحت مديريت حضرت آيت الله مهدوي كني و حضرت آيت الله مصباح يزدي مي دانند و اين دو عزيز بزرگوار هم بر اين انتساب تاكيد ورزيده و جبهه تحت مديريت- يا تحت حمايت- خويش را شايسته تر از ديگري معرفي مي فرمايند كه روال و فرمول حمايت از يك جبهه سياسي نيز غير از اين نيست. و صد البته هر دو بزرگوار و فرهيخته از اختلافات منجر به تخريب دو جبهه ياد شده ابراز نگراني كرده و اعضا و دست اندركاران جبهه تحت مديريت خود را به رعايت تقوا در بيان و «رفاقت در رقابت» توصيه كرده و مي كنند و بارها به وضوح نشان داده اند كه اختلافات بيرون از چارچوب تعريف شده رقابت سالم را برنمي تابند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
اوايل آبان ماه سال 1385 درباره موضوعي كه در يادداشت كيهان آمده بود خدمت حضرت آيت الله جنتي- دام عزه- عرايضي داشتيم. حضرت ايشان به نكته اي از آن يادداشت اعتراض داشتند و نگارنده نيز در تاييد نظر خود استدلال مي كردم. چند روز بعد، با برادر عزيز و متعهدم حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي اژه اي در جلسه اي بوديم. ايشان گفتند؛ من هم با نظر شما موافقم و درباره آن با حضرت آيت الله جنتي هم گفت وگويي داشته ام و سپس اضافه كرد كه «البته من نمي توانم مانند شما با ايشان بحث كنم» و من با تعجب پرسيدم؛ چرا...؟! و آقاي اژه اي پاسخي دادند كه از ژرفاي ايمان و اخلاق آميخته به تقواي اسلامي ايشان حكايت مي كرد و نگارنده آن پاسخ درس آموز را بارها به مناسبت هاي مختلف، شاهد مثال آورده ام. پاسخ آقاي اژه اي اين بود؛ «من شاگرد حضرت آيت الله جنتي بوده ام و بايد در سخن گفتن با ايشان اندازه نگه دارم تا خداي نخواسته حق بزرگي را كه بر گردن من دارند ناديده نگرفته باشم».
و البته بديهي است آنجا كه اشاره به نكته اي ضروري باشد واگويه آن به استاد بخشي از حق بزرگ استاد است كه راه و روش خاص خود را دارد و موضوع اين وجيزه نيست.
روز دوشنبه هفته جاري- 4/2/91- نامه سرگشاده اي با امضاي «جمعي از دانشجويان دانشگاه امام صادق عليه السلام» كه خطاب به حضرت آيت الله مصباح يزدي- حفظه الله تعالي- نوشته شده و حاوي انتقاداتي به جبهه پايداري بود، روي خروجي برخي از سايت هاي خبري- خودي و غير خودي- رفت.
درباره اين نامه، اشاره به نكاتي ضروري است؛
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
امروز مذاكرات تيم هسته اي كشورمان با گروه 1+5 بعد از 14 ماه توقف و چالش و كش و قوس فراوان، در اسلامبول تركيه از سرگرفته مي شود. بسياري از محافل سياسي و رسانه اي غرب با اشاره تلويحي به تحولات و رويدادهاي كنوني منطقه و جهان، اين دور از مذاكرات را تعيين كننده و سرنوشت ساز ارزيابي كرده اند.
درباره مذاكرات امروز، ارزيابي محافل نزديك به 1+5 از ماجرا و آنچه جمهوري اسلامي ايران مي تواند و بايد از اين دور مذاكرات انتظار داشته باشد، گفتني هايي هست.
الف: ابتدا و قبل از ورود به موضوع اصلي، اشاره به چند نكته از چالش هسته اي نزديك به ده ساله ايران اسلامي با مجموعه همسو و مشترك آژانس بين المللي انرژي اتمي، شوراي امنيت سازمان ملل متحد و آمريكا و متحدانش، ضروري به نظر مي رسد و مي تواند از دو نقطه اي كه امروزه ما و حريف در آن ايستاده ايم، تصوير و مختصات روشني ارائه بدهد.
- اگرچه معاهده NPT، اساسنامه آژانس و پادمان هاي مربوطه روي دو ملاك «فني» و «حقوقي» در بررسي ها و بازرسي هاي آژانس از فعاليت و تاسيسات هسته اي كشورهاي عضو تاكيد ورزيده و هرگونه برخورد سياسي در اين ارزيابي ها را به شدت نفي كرده است ولي نگاهي گذرا به پرونده ده ساله چالش هسته اي ايران اسلامي كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه آمريكا و متحدانش با در اختيار داشتن مديريت آژانس و شوراي امنيت سازمان ملل، در برخورد با پرونده هسته اي ايران، از اهرم هاي سياسي استفاده كرده و براي يافته هاي مستند «فني» و «حقوقي» كمترين اهميت و نقشي قائل نبوده اند. دراين باره هر چند كه نشانه ها و مستندات فراواني را مي توان آدرس داد - و پيش از اين به موارد بسياري از آن پرداخته ايم- ولي در اين مختصر به چند نمونه بسنده مي كنيم؛
- بعد از مدتها چالش و در حالي كه جمهوري اسلامي ايران در اجلاس اكتبر تهران، تقريبا تمامي فعاليت هاي هسته اي خود را به صورت داوطلبانه به حالت تعليق درآورده و پروتكل الحاقي را نيز بدون تصويب مجلس به طور موقت و داوطلبانه پذيرفته بود، نوبت به اجلاس پاريس رسيد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
1- يك ماه و چند روز از تشكيل مجلس هفتم گذشته بود كه با يكي از اعضاي هيئت رئيسه نشست دوستانه و گفت وگويي نزديك به دو ساعته داشتيم. ايشان مي گفت- و راست مي گفت- كه نمايندگان مجلس ششم با رأي مردم به خانه ملت آمده بودند ولي تنها دغدغه اي كه نداشتند، دغدغه مردم بود و بر اين باور بود كه تلاش براي مقابله با دغدغه هاي آزاردهنده مردم مي تواند و بايد در اولويت كاري مجلس اصولگرا باشد. در آن هنگام هنوز 2 سال از عمر دولت مدعي اصلاحات باقي مانده بود و عضو ياد شده هيئت رئيسه از آن با عنوان يك «واقعيت تلخ» كه مانع رسيدگي مجلس هفتم به دغدغه هاي مردم است ياد مي كرد كه حق با او بود و ديديم كه بعدها رئيس و شماري از اعضاي دولت اصلاحات چگونه از آن سوي مرزها در فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 به كار گرفته شده و ماهيت وطن فروشانه آنها از پرده بيرون افتاد. اما، نماينده مورد اشاره- كه به جد از رجال مردم دوست و فداكار است- به نكته ديگري نيز اشاره داشت كه با موضوع يادداشت پيش روي بي ارتباط نيست. ايشان مي گفت؛ با تشكيل مجلس اصولگراي هفتم و رويكرد ملت به اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري نهم، از يكسو اين تلقي در ميان مردم پديد مي آيد كه ديگر هيچ مانعي براي رفع دغدغه هاي آنان باقي نمانده است و شايد انتظار داشته باشند همه دشواري ها و دغدغه ها در فاصله اي كوتاه به خط پايان برسد و از سوي ديگر تحقق خواسته ها و انتظارات آنان به زمان و پيمودن برخي از مقدمات نياز دارد و اين دو عامل متضاد، مي تواند زمينه اي براي سوءاستفاده دشمنان براي خدشه دار كردن اعتماد مردم به اصولگرايان باشد.
به ايشان گفته شد؛ اعتماد مردم به مسئولان در دو حالت آسيب جدي مي بيند، اول اين كه احساس كنند مسئولان به دغدغه هاي آنان توجهي ندارند در اين حالت مسئولان را غريبه با خود و غيرخودي تلقي مي كنند در حالت دوم؛ مسئولان را خودي و دلسوز مي دانند اما با مشاهده ناهنجاري ها و تداوم آنها، به اين احساس مي رسند كه مسئولان مربوطه اگرچه «دلسوز» و «مردمي» و «خودي» هستند ولي ناكارآمد بوده و «عرضه» مقابله با ناهنجاري ها را ندارند و بديهي است كه در هر دو حالت نتيجه يكسان خواهد بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال 1390 و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي رسد بسنده مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم.
آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمتشان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛
1- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره اي نكرده است؟! آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
اول: سال گذشته- دي ماه 1390- جمعي از روزنامه نگاران و شخصيت هاي علمي و فرهنگي تونس به كيهان آمدند. اين هيئت قبل از سفر چند روزه خود به ايران با كيهان تماس گرفته و براي يك نشست چند ساعته و گپ و گفت درباره تحولات منطقه ابراز تمايل كرده بود. در جريان اين نشست صميمي كه بيش از 2 ساعت به طول انجاميد، سخن به اختلاف فاز 30 ساله انقلاب هاي اسلامي منطقه با انقلاب اسلامي ايران كشيده شد و يكي از اعضاي هيئت تونسي گفت «ما و شما دو ملت مسلمان هستيم و انتظار آن بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، با شما همسفر مي شديم ولي مشكل ما اين بود كه مانند شما «قطب نما» نداشتيم و هيچ عاقلي بدون قطب نما پاي در سفري نمي گذارد كه هزاران نشيب و فراز و پيچ و خم ناشناخته و راه هاي نارفته در آن است. امام خميني(ره) قطب نماي شما بود و بعد از رحلت خود نيز شما را بي قطب نما ترك نكرد و اين مسير پرخطر و گردنه هاي سخت را با رهبري امام خامنه اي طي كرديد.(نقل به مضمون)» ايشان با اشاره به ماهيت اسلامي انقلاب هاي منطقه گفت؛ «ما امروز در تونس، مصر، ليبي و بحرين با قطب نماي شما به حركت آمده ايم و به همان راهي مي رويم كه شما رفته ايد».
«قطب نما» سرمنزل مقصود و سمت و سوي نقطه مطلوب را نشان مي دهد تا راهيان به بيراهه نروند و قافله به جاي «كعبه» از «تركستان» سر درنياورد و در ناكجاآباد گمراهي انگشت حسرت به دندان نگزد. اگر در مسير حركت به مانعي رسيد، پشت آن درجا نزده و پا پس نكشد، يا چنانچه به دور زدن مانع نيازي بود، نقطه مقصود را گم نكند.
امسال را حضرت آقا سال «توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» نام نهاده و غلبه بر بسياري از چالش ها را در گرو تحقق آن دانستند؛ «اگر ما توانستيم توليد داخلي را رونق ببخشيم، مسئله تورم حل خواهد شد. مسئله اشتغال حل خواهد شد، اقتصاد داخلي به معناي حقيقي كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده اين وضعيت مايوس و نااميد خواهد شد. وقتي دشمن مايوس شد، تلاش دشمن، توطئه دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
1- مي گويند - و به طنز مي گويند- يكي از نامزدهاي نمايندگي مجلس يا رياست جمهوري در نطق انتخاباتي خود خطاب به مردم وعده مي داد كه «اگر بنده را انتخاب كنيد با ماركسيسم، امپرياليسم، سوسياليسم، اومانيسم، فمنيسم و اپورتونيسم به شدت مقابله مي كنم و به هيچكدام از آنها فرصت و اجازه نمي دهم در آرامش و رفاه مردم كمترين خدشه اي پديد آورند»! در اين هنگام، پيرمردي رنجور از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي كانديدا گفت؛ «پيشاپيش از مبارزه بي امان حضرتعالي با همه ايسم هايي كه اشاره فرموديد تشكر مي كنم ولي كاش براي روماتيسم بنده هم كه بدجوري آزارم مي دهد فكري مي كرديد و برنامه اي داشتيد»!
ديروز جناب آقاي رحيمي معاون اول محترم رئيس جمهور كه در جلسه كارگروه تنظيم بازار شركت كرده بود با انتقاد شديد از افزايش قيمت برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازار، گفت «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم»!
2- اين اظهارنظر جناب رحيمي نشانه آن است كه از نگاه ايشان به عنوان معاون اول رئيس جمهور، اولاً؛ گراني غيرطبيعي برخي از كالاهاي مورد نياز مردم در بازارها، يك واقعيت است و البته آزاردهنده. ثانياً؛ دولت محترم نه فقط عامل اين گراني نيست و در آن نقشي ندارد بلكه از وجود آن ناخشنود و نگران نيز هست. و ثالثاً؛ برخورد با عوامل گراني و مقابله با اين پديده پلشت وظيفه دولت است و يا دستكم اين كه؛ بخشي از آن برعهده دولت محترم است و جناب آقاي رحيمي با درك اين وظيفه است كه مي گويد «كار به جايي رسيده كه ديگر بايد با عوامل گراني برخورد كنيم» و رابعاً؛ اين اظهارنظر معاون اول محترم رئيس جمهور حاكي از آن است كه دولت محترم تاكنون براي مقابله با گراني اقدامي نكرده است و يا در انجام آن بخش از وظيفه اي كه در برخورد با گراني برعهده داشته، كوتاهي ورزيده است. چرا...؟!
پاسخ اين سؤال را نه فقط از دولت بلكه از ساير مراجع و مسئولان ذيربط ديگر نظير دستگاه قضايي، مجلس شوراي اسلامي و چند كانون و مركز ديگر نيز بايد جستجو و مطالبه كرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|
1- نارگيل، يكي از ميوه هاي بسيار مفيد و صدالبته، بسيار گرانقيمت است. در گراني قيمت نارگيل عوامل و علت هاي متعددي نقش دارند كه يكي از اصلي ترين آنها، سخت و دشوار بودن دسترسي به اين ميوه و چيدن آن است. درخت نارگيل، ساقه اي بلند- مثل نخل خرما- دارد و در مناطق گرمسير روي خط استوا مي رويد. روي درخت هاي نارگيل همواره تعداد زيادي ميمون حضور دارند و نسبت به اين ميوه و حفظ آن براي تغذيه خود، تعصب مي ورزند، حالا مي توان حدس زد كه دسترسي به نارگيل و چيدن اين ميوه تا چه اندازه سخت و دشوار است. اما، انسان با هوش براي غلبه بر اين دشواري راه حل زيركانه اي يافته است. آدمها براي دسترسي به نارگيل ها، سنگ يا جسم سخت ديگري شبيه آن را به سمت ميمون ها پرتاب مي كنند و ميمون ها براي مقابله و دفاع از خود نارگيل ها را يكي پس از ديگري از درخت چيده و به سوي انسان ها پرتاب مي كنند! حيوانات زبان بسته به خيال خود در حال جنگ با انسان ها هستند!... البته ميمون ها، حيوانات كم هوشي نيستند ولي نهايتاً در زيرمجموعه حيوانات جاي دارند و در مقايسه با انسان، چه عرض شود!!
2- «در گزارش هاي دريافتي از تهران فضاي انتخابات پارلماني روز جمعه سرد و بي روح ارزيابي شده است- سي ان.ان»! «روز دوم مارس- 12 اسفند- رژيم اسلامي ايران سردترين انتخابات پارلماني در تاريخ 33 ساله خود را تجربه مي كند- آسوشيتدپرس»! «انتخابات رياست جمهوري ژوئن 2009- خرداد 88- مردم ايران را نسبت به برگزاري انتخابات آزاد و بدون تقلب بدبين كرده است و اين بدبيني و سوءظن را با خودداري از شركت در انتخابات پارلماني در دوم مارس نشان خواهند داد- دويچه وله»! «در حالي كه تلويزيون ايران و روزنامه كيهان تلاش مي كنند مردم را به پاي صندوق هاي راي دعوت كنند، مردم بي اعتنا به انتخابات، به خريدهاي سنتي براي عيد باستاني ايرانيان مشغولند و تمايلي براي شركت در انتخابات از خود نشان نمي دهند- يورو نيوز»! «ايرانيان از تحريم ها و دخالت رهبران خود در آشوب هاي منطقه خسته شده اند و قصد دارند با بي اعتنايي به انتخابات پارلماني، نارضايتي خود را به جهانيان اعلام كنند- بي بي سي»! «اعتراضات خياباني با سركوب روبرو شده است ولي خانه نشيني و شركت نكردن در انتخابات هزينه اي ندارد و مردم قصد دارند ظرفيت خود در مخالفت با رژيم ديني حاكم بر ايران را كه در خيابان ها سركوب شده از راه بي اعتنايي به انتخابات مجلس به نمايش بگذارند- VOA»! «مسئولان جمهوري اسلامي اثربخشي تحريم ها را انكار مي كنند ولي روز دوم مارس- 12 اسفند- برگزاري سرد و خاموش انتخابات بلوف مسئولان رژيم در بي اثر بودن تحريم ها را فاش مي كند- واشنگتن پست»! «تحريم انتخابات پارلماني ايران از سوي خاتمي اقدامي هوشمندانه است و خودداري مردم از شركت در انتخابات نشان مي دهد كه خاتمي همچنان از محبوبيت در ميان مردم برخوردار است. شبكه تلويزيوني فرانس 24» ! « فردا در سراسر دنيا، مردم شاهد تاثير تحريم هاي فلج كننده بين المللي عليه حكومت اسلامي ايران خواهند بود- جروزالم پست»!... و انبوهي از تحليل ها، تفسيرها و گزارش هاي خبري مشابه كه تا آخرين ساعات پنج شنبه شب 11 اسفند- چند ساعت قبل از شروع انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي- از سوي رسانه هاي غربي و برخي شبكه هاي خبري منطقه با آب و تاب منتشر مي شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت   توسط حسین شریعتمداری
|