تبليغاتX
حسین شریعتـمداری
. . . مقالات حسین شریعتمداری . . .

ديروز برخي از روزنامه هاي زنجيره اي و سايت ها و رسانه هاي بيگانه و ضد انقلاب با اعتراض به اين كه آقاي كروبي براي شركت در همايش روز مجلس دعوت نشده است، اين همايش را به انحراف از موضوع آن كه «وحدت ملي» است متهم كردند و با تيترهايي نظير «سران شاخص منتقد دولت به همايش مجلس دعوت نشده اند»! به خيال خود دور جديدي از جوسازي عليه نظام در فضاي مجازي را كليد زدند كه در باره آن گفتني است؛
1- نكته درخور توجه كه فصل مشترك فتنه انگيزان داخلي و حاميان بيروني آنان است، اين كه هر دو سوي ماجرا اصرار دارند سران فتنه را «منتقد دولت»! معرفي كنند و هويت واقعي و از پرده برون افتاده آنان را كه «وطن فروشي» آشكار به نفع آمريكا و اسرائيل است، مخفي نگاه دارند، اين پنهان كاري كه سر فرو كردن كبك ها در برف ها را به خاطر مي آورد در حالي است كه سران فتنه تا چند ماه قبل و در اوج «جيك جيك مستانه»! يعني آن روزهاي نه چندان دور كه فكر زمستانشان نبود، نه فقط براي پنهان كردن وابستگي خود به كانون هاي قدرت بيگانه نظير آمريكا، انگليس و اسرائيل، اصراري نداشتند، بلكه در برخي از موارد، اين وابستگي را نشانه «جهان وطني»- كاسموپوليتانيزم- دانسته و برخي از حاميان آنها- از جمله كسي كه اخيراً همراه با خاتمي و به طور مشترك برنده جايزه «گفت وگوي جهاني» كپنهاگ شده بود- با صراحت اعلام مي كردند «ممكن است گفته شود پيوستن به آنها- آمريكا و انگليس- و همراه شدن با آنان نشانه وابستگي است، اما بايد توجه داشت كه مشكل وابستگي بحث كاملا كهنه اي شده است... آن وابستگي كه زمان مصدق مطرح شد ديگر معني ندارد»!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

اين داستان واقعي است و البته اسم ها مستعار است. علي آقا وعباس آقا هر دو در يك كوچه از محله هاي جنوب شهرتهران سكونت داشتند و چند هفته اي بود كه در پي يك بگو مگوي تند با يكديگر قهر بودند . وساطت برخي از اهالي محل نيز براي آشتي دادن آنها بي نتيجه مانده بود. آن شب، وقتي عباس آقا به خانه برمي گشت، متوجه پرچم سياهي شد كه بالاي در خانه علي آقا نصب شده بود و حكايت از آن داشت كه امشب در خانه علي آقا مراسم عزاداري حضرت سيدالشهداء عليه السلام برپاست. عباس آقا كه هر شب وقتي به نزديك خانه علي آقا مي رسيد، تندتر قدم برمي داشت تا زودتر از آن نقطه عبور كند، آن شب با ديدن پرچم عزاي اباعبدالله(ع)، پاهايش سست شده و ناي حركت نداشت. نگاهي به پرچم عزا و كتيبه اي كه به ديوار نصب شده بود انداخت. علي آقا را ديد كه در آستانه در ايستاده و به عزاداران خوش آمد مي گويد. پدرپير علي آقا هم كنار او ايستاده بود. عباس آقا با پشت دست، چند قطره اشكي كه به گونه اش دويده بود را پاك كرد. احساس كرد نمي تواند از كنار مجلس عزاي مولايش بي تفاوت بگذرد. انگار شيطان بود كه وسوسه مي كرد، برو! چرا ايستاده اي؟! و نداي كربلائيان كه بيا! چرا اين پا و آن پا مي كني؟!... ترديد عباس آقا زياد طول نكشيد. سرفه اي كرد كه يعني دارم ميايم و از آستانه در گذشت، علي آقا با مهرباني به او خوش آمد گفت و عباس آقا در حالي كه ابرو درهم كشيده بود خطاب به پدر علي آقا گفت؛ امشب اينجا خانه پسر شما نيست. مجلس عزاي مولايم اباعبدالله الحسين(ع) است.علي آقا كه اشك در چشمانش حلقه زده بود گفت؛ به عزاي مولايت خوش آمدي، ما هر دو غلام آقا هستيم... و پدر پيرعلي آقا از هر دو پرسيد؛ مگر قرار نيست، مريدان و سينه چاكان سيدالشهدا(ع) با يكديگر در صلح و صفا و با دشمنان آقا در جنگ و ستيز باشند؟!... علي آقا و عباس آقا يكديگر را در آغوش گرفتند و.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

گزارش اخير البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران، اگرچه از سوي برخي مجامع سياسي- و بعضا رسمي- كشورمان حاوي نكات مثبت قابل توجهي! ارزيابي شده است ولي مروري گذرا بر اين گزارش كه آخرين گزارش آقاي البرادعي قبل از ترك مسئوليت مديركلي آژانس انرژي اتمي نيز هست، به وضوح نشان مي دهد اين گزارش مجموعه اي از اتهامات بي اساس، غيرحقوقي، غيرفني و كينه توزانه عليه برنامه هسته اي ايران اسلامي است و تقريبا هيچ نقطه مثبتي در آن ديده نمي شود. اين نوشته در پي برشمردن تك تك موارد ياد شده از گزارش 37 ماده اي آژانس نيست ولي از آنجا كه نشست توجيهي-BRIEFING - آژانس روز جمعه 29 آبان- 20نوامبر- و متعاقب آن اجلاس شوراي حكام روز دوشنبه 2 آذرماه- 23نوامبر- برپا مي شود، اشاره اي هرچند گذرا به چند نكته در اين باره ضروري به نظر مي رسد. اگرچه، خوشبختانه هيئت مذاكره كننده كشورمان طي سالهاي اخير همواره با صلابت و عزت در نشست هاي مربوطه حضور يافته است و به يقين محتواي بي اساس گزارش اخير البرادعي از نگاه دقيق آنها پنهان نخواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

1- چند كودك قد و نيم قد با بدن هاي لاغر و نحيف و دشداشه هاي رنگ و رو رفته در اطراف جنازه هاي پدر، مادر و يكي از خواهران خود كه دقايقي پيش بر اثر حمله هوايي جنگنده هاي آل سعود به شهادت رسيده اند، حلقه زده و به زبان عربي نوحه سرايي مي كنند و اشك مي ريزند. بقيه خانه هاي منطقه فقيرنشين «حيدان» در استان شيعه نشين «صعده» يمن نيز حال و روزي نظير آنها دارند، صداي ضجه زنان و كودكاني كه از شليك راكت ها و ريزش بمب هاي خوشه اي هواپيماهاي جنگي آل سعود جان سالم به در برده و يا مجروح شده اما به شهادت نرسيده اند با شيون نوزاداني كه مادر از دست داده و نمي دانند چه اتفاقي افتاده است، در هم آميخته. در ميان نوحه سرايي مصيبت ديدگان جملاتي نظير يا ابوفاضل... نفديك يا زهرا(س)... نفديك يا حسين(ع) به صورت بريده بريده شنيده مي شود... اين صحنه دوام زيادي نمي آورد... يك ساعت بعد چند فروند هواپيماي ارتش آل سعود با بمب هاي خوشه اي كه بر فراز منطقه حيدان مي ريزند... فقط تلي از خاك و دود و خون باقي مي گذارند...
از 10روز قبل كه سعودي ها رسماً به حمايت از دولت يمن وارد جنگ با شيعيان صعده شده اند، ساير شهرهاي استان صعده نيز با فاجعه اي مشابه روبروست. در «الرزامات»، «ذات السبيل»، «شافعه»، «مران» و ... اجساد شهدا را با بنزين به آتش مي كشند و پيكر مردان را در مقابل چشم كودكان با ريسمان به خودروهاي نظامي بسته و براي عبرت ديگران در شهر مي گردانند و... هواپيماها و نظاميان آل سعود كه از مقابله با رزمندگان جان بركف و شجاع شيعيان صعده، ناكام مانده و به تنگ آمده اند، از زنان و كودكان بي پناه و پيرمرداني كه در شهرها و روستاهاي صعده باقي مانده اند، انتقام مي گيرند. حكام دست نشانده و خونريز آل سعود در صعده دست به همان جناياتي مي زنند كه صهيونيست ها در غزه، جنوب لبنان، دارفور، كفرقاسم و... زده بودند. تا آنجا كه به قول «فهمي هويدي» روزنامه نگار معروف عرب كه فقط به اندكي از جنايات آل سعود در صعده پي برده است، «صعده را بايد دارفور يمن ناميد» در فلسطين، صهيونيست ها و در صعده، آل سعود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

«كاوش هاي باستاني نشان مي دهد كه انسان به خدا اعتماد داشته است، اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من مي گويم مشكل اين است كه به تعداد انسان ها خدا هست و خداي هر انساني با توجه به شناخت آن فرد از خدا با خداي فرد ديگر متفاوت است. ملت ها در طول تاريخ همواره يك خدا را نپرستيده اند».
مطلب فوق را آقاي اسفنديار رحيم مشايي، رئيس دفتر رياست محترم جمهوري در كنفرانس انجمن سالانه دانشگاههاي باز كه اخيراً با ميزباني دانشگاه پيام نور برپا شده بود، بيان داشته و نتيجه گرفته است كه «خدا محور وحدت انسان ها نيست»!
اظهارات آقاي مشايي كه اميدواريم صحت نداشته باشد و به خطا نقل شده باشد، با توجه به حضور پررنگ ايشان در دولت و نزديكي مثال زدني-والبته غيرقابل توجيه- وي با رياست محترم جمهوري، زمينه ساز تبليغات سوء-و همراه با ملامت و حتي تمسخر- فراواني شده است،كه در اين باره اگرچه گفتني بسيار است ولي از آن ميان اشاره به چند نكته ضروري تر به نظر مي رسد.
1- ابتدا بايد گفت كه اظهارات آقاي مشايي با آموزه هاي صريح اسلام و همه اديان الهي مغايرت دارد. چرا كه در كلام خدا نه يك بار، بلكه بارها تاكيد شده است كه ايمان به خدا مي تواند و بايد محور وحدت انسان ها باشد، به عنوان نمونه- و فقط يك نمونه- مي توان به آيه 64 از سوره مباركه آل عمران اشاره كرد كه خطاب به پيامبراكرم(ص) مي فرمايد «بگو اي اهل كتاب بيائيد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است و آن، اين كه جز خداي يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم» و نمونه هايي از اين دست در كلام خدا و در آموزه ها و دستورات رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار عليهم السلام به فراواني و صراحت وجود دارد و از جمله بايد از آقاي مشايي با آنهمه ادعاي اسلام شناسي! پرسيد؛ نظر جنابعالي درباره آيه شريفه «واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا- همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد و متفرق نشويد.» كه به فراواني بر زبان مسلمين جاري بوده و هست، چيست؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

بعد از زمين گير شدن ارتش آمريكا در عراق و بر باد رفتن آرزوهايي كه با حمله نظامي به اين كشور در دل داشتند، سناتور «جوزف بايدن» طي مصاحبه اي با اشاره به امتيازاتي كه در اين ماجرا نصيب جمهوري اسلامي ايران شده است گفته بود «بعيد نيست كه ايران در مشاوران بوش نفوذ كرده و با دادن اطلاعات نادرست به رئيس جمهور آمريكا او را فريب داده و براي حمله نظامي به عراق تشويق كرده باشد.» سناتور بايدن چند ساعت بعد در مقابل پرسش هاي پي درپي خبرنگاران اعلام كرد كه احتمال فريب بوش از جانب ايران را تنها به عنوان يك شوخي ديپلماتيك مطرح كرده و مقصود او فقط نشان دادن اين واقعيت بوده است كه حمله نظامي آمريكا به عراق نفعي براي آمريكا نداشته و در مقابل، به افزايش اقتدار ايران كمك كرده است. جوزف بايدن از سرنگوني صدام به عنوان يكي از دشمنان كينه توز ايران، روي كارآمدن اسلامگراها در عراق، نااميدي گروههاي آمريكوفيل -وابسته به آمريكا- در منطقه ، آشكار شدن تقابل آمريكا با جهان اسلام و ... به عنوان امتيازهايي كه در حمله آمريكا به عراق نصيب ايران شده است ياد كرده بود. همان روزها، خبرنگار روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» كه براي مصاحبه به كيهان آمده بود نظر نگارنده را درباره اظهارات جوزف بايدن جويا شد و نگارنده در پاسخ گفت؛ «اگر جرج بوش آدمكش و خونريز نبود، براي سلامتي او دعا مي كرديم چرا كه داشتن دشمن احمق نعمت بزرگي است.» خبرنگار وال استريت ژورنال پرسيد؛ آيا تصور نمي كنيد كه عصباني شدن آمريكا از ايران، براي كشورتان عواقب ناگواري داشته باشد؟و نگارنده در پاسخ بر عادلانه و الهي بودن خواسته هاي جمهوري اسلامي ايران تاكيد كرده و به داستاني اشاره كرد كه با رخدادهاي اين روزها و مخصوصاً آنچه ديروز در تظاهرات عظيم 13آبان شاهد بوديم، همخواني قابل توجهي دارد. ماجرا، اين بود و هست؛كه بوميان آفريقا براي چيدن نارگيل با دو مشكل عمده روبرو هستند؛ اول، بالا رفتن از درخت نارگيل كه سخت و دشوار است و دوم، حضور تقريباً دائمي ميمون ها بر فراز درخت هاي نارگيل كه معمولا دردسرسازند. بوميان آفريقايي اين دو مشكل را با مراجعه به «عقل»خود و «حماقت» ميمون ها حل كرده اند. آنها ابتدا به گونه اي مي كوشند تا ميمون ها را عصباني كنند و ميمون هاي به خشم آمده نارگيل ها را از درخت چيده و به سوي بوميان پرتاب مي كنند. تصور ميمون ها آن است كه به جنگ بوميان برخاسته اند و حال آن كه، با چيدن نارگيل ها و پرتاب آن به سوي بوميان، خواسته آنان را برآورده مي كنند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

۱- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

1- حضرت امام(ره) بارها بر اين نكته تاكيد مي فرمودند كه قدرت هاي استكباري مفهوم واقعي واژه هاي ارزشمند را تغيير داده اند و اين واژه ها را در راستاي منافع سلطه گرانه خود تعريف كرده و به كار مي گيرند؛ «الفاظ به كلي از محتواي خود خالي شده. شما- اين را من عرض مي كنم- شما خودتان برويد دنبالش ببينيد كجا يك لفظي از قبيل اين الفاظي كه متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعي، طرفداري از حقوق بشر و... محتواي خودش را دارد... اگر پيدا كرديد به من هم بگوئيد تا استفاده كنم! ولي مطمئن باشيد كه در قوطي هيچ عطاري اين چيزهايي كه اينها مي گويند نيست». صحيفه امام ، جلد16، صفحه 433
امام راحل(ره) در ادامه همين سخنان و به عنوان شاهد مثال از شكست سنگين و پرتلفات ارتش عراق كه همان روزها اتفاق افتاده بود ياد كرده و اقدام صدام در اهداي نشان شجاعت به فرماندهان شكست خورده و بي لياقت بعثي را نمونه زنده اي از اين بازيگري مي دانند كه با هدف تقويت روحيه فرماندهان عراقي و پنهان كردن شكست سنگين ارتش عراق از نگاه مردم اين كشور و افكارعمومي جهانيان صورت پذيرفته بود. ايشان مي فرمايند؛
«نشان پيروزي هم محتواي خودش را از دست داده، اصلاً كلمه پيروزي، مفاد خودش را از دست داده است، مرتيكه- اشاره به صدام- عقب رانده شده، توي دهنش زده اند و بيرونش كرده اند، مي گويد ما پيروز شديم!»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388   توسط حسین شریعتمداری 

شايد عده اي- مخصوصاً برخي از عزيزان پاك نيت- اين سخن را «گزاف» و يا «ادعاي خلاف» تلقي كنند كه تشكيل يك جمع با عنوان «شوراي برون رفت از شرايط كنوني» و يا تحت هر نام و تابلوي ديگري، نظير «شوراي حكميت»! «شوراي حل اختلاف» و... ادامه همان كودتاي مخملي نافرجام و شكست خورده سران فتنه است! با اين تفاوت كه سران فتنه با فرمول ديكته شده بيگانگان در پي كودتا عليه انقلاب و نظام و آموزه هاي امام بوده اند و مي دانستند چه مي كنند ولي شماري از كساني كه شوراي به اصطلاح «برون رفت از شرايط كنوني»! را پيشنهاد كرده و دنبال مي كنند، بي آن كه بخواهند و بدانند در همان ميدان گام برمي دارند.
مگر كودتاي مخملي و نافرجام اخير چگونه طراحي شده بود؟ و مقابله با نظام اسلامي را از چه راهي دنبال مي كرد؟ سران فتنه با فرمول برگرفته از نظر مشترك «جرج سوروس، جين شارپ و مايكل لدين» ادعاي مضحك تقلب در انتخابات را پيش كشيدند و با حمايت سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا، انگليس و اسرائيل و رسانه هاي بيگانه و رسانه هايي كه در داخل كشور به اختيار گرفته بودند، در اين دروغ بزرگ دميدند. ادعاي تقلب در انتخابات آن هم در مقياس 11 ميليوني، به آساني قابل نفي بود، ولي سران فتنه- باز هم مطابق فرمول ديكته شده مورد اشاره- به هيچيك از راهكارهاي قانوني تن ندادند، و به جاي آن، آشوب و بلوا آفريدند. چرا؟! زيرا، هدف نهايي اين پروژه، اعلام بي اعتباري ساختار قانوني و حقوقي كشور بود، بنابراين، چنانچه به راهكارهاي قانوني تن مي دادند، علاوه بر آن كه دروغ بودن ادعاي تقلب، برملا مي شد، از هدف اصلي پروژه و فرمول مشترك سوروس، لدين و شارپ دور شده بودند. سران فتنه مأموريت داشتند كه مقابله با نظام اسلامي را از شكستن ساختار قانوني آن آغاز كنند. دقيقاً به همين علت بود كه «ابطال انتخابات» را به عنوان ترجيع بند خواسته خود تكرار مي كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

ديدار «صحنه سازي شده» ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا و نماينده اين كشور در گروه 1+5 با دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي و رئيس هيئت مذاكره كننده ايراني كه در حاشيه اجلاس ژنو صورت پذيرفت، «گمانه»هاي برخاسته از ابهام و «تفسير»هاي بي پايه و اساسي را در داخل و خارج كشور به دنبال داشت. مقامات آمريكايي و متحدان اروپايي آنها، از اين ديدار به عنوان اولين گام ايران براي «مذاكره مستقيم با آمريكا» ياد كردند و آن را «بزرگترين دستاورد» اجلاس ژنو ناميدند كه به گفته آنان، اگرچه «غيرهسته اي» بود ولي اهميتي بارها فراتر از پيروزي هسته اي بر ايران داشت! در داخل كشور اما، اين ديدار با دو نگاه متفاوت- بخوانيد متضاد- روبرو شد. جريان موسوم به اصلاحات كه اين روزها هويت آمريكايي مهره هاي اصلي آن برملا شده است و طي چند سال گذشته نيز «مذاكره ايران و آمريكا» را به عنوان يكي از محورهاي استراتژيك خود دنبال مي كردند، اگرچه مي دانستند آنچه در ژنو اتفاق افتاده است فقط يك «صحنه سازي تحميلي» است ولي با آمريكايي ها در تفسير اين رخداد همصدا بودند و تنها اعتراضشان اين بود كه چرا اين امتياز!! از دولت اصلاحات دريغ شده و به دولت دهم داده شده است! اصولگرايان به معناي واقعي كلمه كه توده هاي عظيم وفاداران به نظام را شامل مي شود- و در اطلاق آن به برخي از مدعيان جاي ترديد است- از ديدار ژنو نگران بودند چرا كه مي دانستند و مي دانند «مذاكره با آمريكا» دام خطرناكي است كه برخلاف ظاهر «دوستانه»! و «آشتي جويانه»! آن، براي مقابله با اقتدار نظام اسلامي طراحي شده است و از اين روي همواره با مخالفت جدي امام راحل(ره) و خلف حاضر او روبرو بوده و هست. برخي از اين طيف نيز دولت را به سرپيچي از نظر صريح رهبر معظم انقلاب متهم مي كردند و....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

1- «خب! آقايان شروع بفرمائيد!» اين اولين جمله اي بود كه دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي و مسئول تيم مذاكره كننده ايران اسلامي بعد از رسمي شدن نشست ژنو و پس از رد و بدل تعارفات ديپلماتيك خطاب به نمايندگان كشورهاي موسوم به 1+5 بر زبان آورد. نمايندگان هر يك از 6 كشور آمريكا، فرانسه، انگليس، آلمان، چين و روسيه، به طور جداگانه موضوع واحدي را پيش كشيدند؛ «جمهوري اسلامي ايران درباره پيشنهاد قبلي 1+5 با عنوان توقف در مقابل توقف -FREEZE- تاكنون چه اقدامي انجام داده و چه نظري دارد»؟ بعد از پايان اظهارات نمايندگان 1+5، لبخندي بر لب دكتر جليلي مي نشيند، از آن لبخندها كه در عرف ديپلماتيك ترجمان تعريف شده اي دارد و سپس خطاب به نمايندگان 6 كشور طرف مذاكره مي گويد؛ «همه شما آقايان تازه كار هستيد بنابراين، ايرادي بر شما نيست كه از تاريخچه مذاكرات اطلاع چنداني نداشته باشيد و در حالي كه جمهوري اسلامي ايران بارها تأكيد ورزيده هرگز فرآيند غني سازي را متوقف نمي كند، امروز، از آن نقطه عبور شده آغاز كنيد». دكتر جليلي سپس از خاوير سولانا مي پرسد؛ مگر جنابعالي موافقت با «بحث پيرامون بسته پيشنهادي ايران» را به عنوان موضوع نشست امروز به اطلاع آقايان نرسانده ايد؟ و در ادامه با تأكيد بر ضرورت حفظ احترام حاضران و مرور آنچه گذشته است براي تازه كاران، مواضع روشن و تغييرناپذير جمهوري اسلامي ايران مبني بر توقف ناپذير بودن فرآيند غني سازي اورانيوم در ايران را همراه با مستندات قانوني آن براي نمايندگان 1+5 بازگو مي كند و براين نكته نيز اصرار مي ورزد كه آنچه گفته است، خارج از دستور اصلي جلسه است و كماكان بحث درباره بسته پيشنهادي ايران را موضوع اصلي جلسه مي داند.
2- نشست بعدي نيز- بعد از ظهر همان روز- حاشيه هاي شنيدني و عبرت انگيز فراواني دارد كه اشاره به آن مي تواند در برداشت دقيق تر از «متن» مؤثر باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

در آخرين ساعات روز دوشنبه 6/7/88 آقاي مهندس موسوي بيانيه شماره 13 خود را صادر كرد. متن اين بيانيه تكرار مكررات و طرح چندباره ادعاهاي خلاف و لاف هاي گزافي است كه مهندس موسوي هيچگاه حاضر به پاسخگويي و يا ارائه كمترين شاهد و سندي براي اثبات آن نبوده است. از اين روي در نگاه اول اين پرسش به ذهن خطور مي كند كه انگيزه موسوي و اطرافيانش از صدور اين بيانيه چيست؟ ابراز وجود در شرايط كنوني و بعد از ناكامي در فتنه انگيزي، اگرچه مي تواند بخشي از انگيزه ايشان باشد ولي با دقت بيشتر مي توان انگيزه اصلي تهيه كنندگان اين بيانيه را كشف كرد. اين معما در متن بيانيه نيست، بلكه در حواشي آن نهفته است از جمله اين كه؛
1- مهندس موسوي در اين بيانيه اعلام مي كند تاريخ تولدش برخلاف آنچه طي دو هفته اخير از سوي هوادارانش مطرح شده است، مهرماه نيست. خب! ممكن است بگوئيد اين كه نيازي به صدور بيانيه نداشت! ولي اشتباه مي كنيد و بايد گفت يكي از اصلي ترين انگيزه ها در صدور بيانيه شماره 13 همين نكته بوده است. چرا؟!
طي نزديك به 2 هفته اخير، رسانه هاي بيگانه و سايت هاي وابسته به جريان فتنه، با آب و تاب از هواداران مي خواستند روز 7مهرماه كه مصادف با سالروز تولد مهندس موسوي است در دانشگاه تهران حضور يافته و ضمن برپايي جشن تولد وي، عليه بازگشايي دانشگاهها دست به اعتراض بزنند.
اما، حضور تعداد كم شمار آنان در دانشگاه تهران و همزمان با مراسم بازگشايي دانشگاهها كه با بي اعتنايي دانشجويان روبرو شد، براي طراحان داخلي و بيروني اين پروژه كمترين ترديدي باقي نگذاشت كه تير اغتشاش در دانشگاهها به سنگ خورده است. و بعد از اين ناكامي است كه مهندس موسوي با صدور بيانيه اي اعلام مي كند تاريخ تولدش مهرماه نيست! و اين در حالي است كه اعلام مهرماه به عنوان تاريخ تولد مهندس موسوي طي روزهاي اخير به تيتر اول برخي از روزنامه هاي زنجيره اي، رسانه هاي بيگانه و سايت هاي همسو با وي تبديل شده بود و موسوي مي توانست و بايد همان وقت اعلام مي كرد، كه تاريخ تولدش مهرماه نيست ولي چرا چنين نكرد؟ تنها به اين علت كه آقايان «راستگو»! اوائل مهرماه را كه همزمان با مراسم بازگشايي دانشگاههاست به عنوان روز تولد او انتخاب كرده بودند تا به اصطلاح و به زعم خود، توجيه و بهانه اي براي اغتشاش در آغاز سال تحصيلي دانشگاهها داشته باشند. و البته اين احتمال خوش بينانه را هم نبايد از نظر دور داشت كه آقاي مهندس موسوي تازه متوجه شده تاريخ تولدش مهرماه نيست!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

پائيز سال 1357 به هنگام اقامت حضرت امام(ره) در پاريس، كريم سنجابي رهبر جبهه ملي به اتفاق چند تن ديگر از اعضاي اين جبهه- كه بعد از تسخير لانه جاسوسي معلوم شد از جانب آمريكا ماموريت داشتند- به ديدار امام(ره) رفتند. در پي اين ديدار يكي از خبرنگاران اروپايي ازامام (ره) پرسيد؛ آيا در ملاقات حضرت آيت الله با آقاي سنجابي توافقاتي صورت گرفته است؟ گفته مي شود حضرتعالي پس از اين ملاقات در نظرات خود تغييراتي داده ايد تا با جبهه ملي و ساير احزاب مخالف شاه به وحدت برسيد. حضرت امام(ره) در پاسخ مي فرمايند؛ آنچه ما مي گوئيم از اسلام است و متعلق به خودمان نيست كه در آن تخفيف يا تغيير بدهيم. مذاكرات به آن معنايي كه گفته مي شود توافق حاصل شده است، نبوده. من مسائلي را كه هميشه خواست ملت است طرح مي كنم، هر كس آن را پذيرفت به خواست ملت عمل كرده است... آقاي سنجابي آمد، ما مسائل خودمان را به ايشان- نه به عنوان جبهه- گفتيم و ايشان هم پذيرفتند... شخص ملي يا مذهبي در اين مسائلي كه ما طرح كرديم ترديد نخواهد كرد، مگر آن كه از عمال شاه باشد.
گفتني است حضرت امام(ره) درخواست ملاقات كريم سنجابي را مشروط به اعلام برائت علني وي از رژيم شاهنشاهي دانسته بود و سنجابي روز 14آبان57 ابتدا با صدور بيانيه اي اعلام كرد رژيم سلطنتي به علت نقض مداوم قوانين اسلام، اعمال ظلم و ستم، ترويج فساد و تسليم در برابر قدرت هاي بيگانه فاقد پايگاه قانوني و شرعي است و پس از آن حضرت امام(ره) به ايشان اجازه ملاقات دادند. امام راحل (ره)، همان روزها در پاسخ به درخواست مشابه برخي از كلان سرمايه داران نيز تاكيد فرموده بودند كه ابتدا بايد اموال نامشروع و غارت كرده را پس بدهند... «وقتي در پاريس بودم عده اي از سرمايه دارها كه حس كرده بودند ديگر رژيم سابق رفتني است و لذا براي اين كه در حكومت بعدي هم آنها به همان گونه باشند و زندگي كنند، پيش من آمدند كه مي خواهيم وجوه شرعي خود را پرداخت كنيم. من مقصود آنها را فهميدم و گفتم شما برويد اساس كارتان را درست كنيد»... پاسخ حضرت امام(ره) به درخواست همراهي كساني كه دستهاي آلوده به خيانت و جنايت داشته اند نيز ناگفته قابل درك است، محاكمه و مجازات...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388   توسط حسین شریعتمداری 

قلندري را پرسيدند چرا نماز نمي خواني؟ پاسخ داد؛ مگر از كلام خدا باخبر نيستي كه فرموده است لاتقربوا الصلاه - به نماز نزديك نشويد- او را گفتند خدا فرموده است لاتقربوا الصلاه و انتم سكاري، يعني در حالت مستي نماز نخوانيد، و اين نهي از مستي است نه نهي از نماز، قلندر ابرو بالا كشيد و گفت؛ همين اندازه فرمانبرداري از خداي متعال مرا كفايت مي كند، باقي به بقيه واگذاريد!
رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز عيد فطر با اشاره به يك قاعده فقهي و حقوقي و آثار اخلاقي و اجتماعي آن فرمودند «اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربين ها و بينندگان ميليوني، شرعا، عرفا و عقلا حجت، مسموع و نافذ است، اما سخنان متهمان درباره اشخاص ديگر حجيت شرعي ندارد و مسموع نيست و از اين طريق نيز نبايد فضا را به تهمت و سوءظن آلوده كرد.» در پي بيانات رهبر معظم انقلاب، مجموعه معمولا هماهنگ روزنامه هاي زنجيره اي، سايت هاي مدعي اصلاحات و رسانه هاي خارجي اين بخش از سخنان ارزشمند، الهي و حقوقي ايشان را به گونه اي پوشش داده و براي آن «تيتر» و تحليل و گزارش تهيه كردند كه گويي عاملان كودتاي مخملي و سران فتنه اخير نه فقط هيچ جرم و جنايت و خيانتي مرتكب نشده اند، بلكه مردم و نظام به خاطر مقابله با وطن فروشي آنان قابل ملامت نيز هستند! تلاش مشترك رسانه هاي خارجي، سايت هاي ضدانقلاب و مدعيان اصلاحات در سوءاستفاده از بيانات رهبر معظم انقلاب براي سرپوش نهادن بر جرايم عاملان اصلي و سران فتنه اخير در حالي است كه ايشان پي گيري قانوني و بدون مسامحه مجرمان را وظيفه و تكليف قطعي دستگاههاي اجرايي و قضايي دانسته و ضمن تاكيد بر ضرورت اين پي گيري فرموده بودند «دستگاههاي اجرايي بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاههاي قضايي بايد مجرم را محكوم كنند، با همان روشي كه ثابت مي شود و در قوانين اسلامي و قوانين عرفي ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

آدم كاسه ليسي را حكايت كرده اند كه به هواي ريزه خواري از ته مانده سفره يكي از خوانين با او همسفر شده بود. خان در ميانه راه رو به كاسه ليس كرد و پرسيد؛ آن مورچه اي را كه بالاي قله كوه روبرو در حال حركت است مي بيني؟ و كاسه ليس با تعجب گفت؛ قربانت گردم! از فاصله چند كيلومتري چگونه مي توانم حركت يك مورچه را ببينم؟! مگر حضرت والا مي بيند! خان بدون آن كه خود را از تك و تا بيندازد پرسيد؛ چطور نمي بيني! همان مورچه را مي گويم كه شلوار جين آبي رنگ پوشيده است! و كاسه ليس كه مي دانست اگر چون و چرا كند از ته مانده سفره خان خبري نيست، چشمانش را ريز كرد و در حالي كه به قله كوه خيره شده بود گفت؛ آهان! حق با حضرت والاست، حالا دارم مي بينم، همان مورچه اي را مي فرمائيد كه يك چشمش هم كور است؟!... و خان با خرسندي گفت؛ آفرين بر تو كه مي داني، ته مانده سفره ما نصيب كساني است كه آنچه ما اراده مي فرمائيم را مي بينند!!
اين روزها در حالي كه توده هاي ميليوني مردم با حضور گسترده و خروش مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل خود در روز جهاني قدس، حماسه اي كم نظير آفريده و به قول حضرت امام(ره) تحليل هاي آمريكا و اسرائيل را زيرگام هاي استوار خويش لگدمال كرده اند و اين رخداد به اندازه اي آشكار است كه بسياري از رسانه هاي بيگانه نيز براي حفظ حيثيت خبري و رسانه اي خود چاره اي جز اعتراف به آن نداشته اند، سايت هاي وابسته به گروههاي سلطنت طلب، منافقين، بهائيان، مدعيان اصلاحات و چند سايت وابسته به رژيم صهيونيستي، از جمله سايت وزارت خارجه اسرائيل از «موج سبز»! در راهپيمايي عظيم روزقدس خبر مي سازند و با حالتي ناشيانه و آميخته به سرخوردگي ترحم برانگيز مي كوشند حضور توده هاي ميليوني مردم در راهپيمايي حماسي اين روز را به حساب حمايت از كودتاچيان مخملي بنويسند!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه واقعيت دارد كه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) نه فقط به تدريج از راه و خط مبارك حضرت امام(ره) فاصله گرفته، بلكه در موارد فراواني نيز به كانون مقابله با مواضع و نظرات آن بزرگوار تبديل شده است. با يك بررسي گذرا به آساني مي توان ديد زاويه انحراف اين مؤسسه از بستر تعريف شده خط امام(ره) و شتاب استحاله آن نگران كننده است و چنانچه جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني كه مديريت عالي مؤسسه را برعهده دارد هر چه زودتر به يك پالايش جدي و خانه تكاني اساسي در اين مركز دست نزنند، آينده پيش روي مؤسسه ياد شده به يقين فاجعه آميز و پشيمان كننده خواهد بود.
كيهان طي چند سال گذشته، بارها به نمونه هاي مستندي از بي توجهي نسبت به آموزه هاي حضرت امام(ره)، رويكرد به افراد بدسابقه و حتي دشمنان تابلودار امام(ره)، سكوت سوال برانگيز و مشكوك در مقابل تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط امام راحل(ره) و دهها پلشتي ديگر كه در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) صورت پذيرفته و مي پذيرد هشدار داده است ولي متاسفانه جز در دو مورد كه مستقيماً موضوع با جناب آقاي سيدحسن خميني در ميان گذارده شد كمترين اقدامي از سوي مركز ياد شده براي اصلاح عملكرد خود و انجام وظيفه اي كه قانوناً برعهده دارد، مشاهده نشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

1- چند ماه قبل- 1/3/88- وقتي آقاي مهندس موسوي در نطق انتخاباتي و تلويزيوني خود اعلام كرد «ما وقتي مي توانيم از آرمان فلسطين دفاع كنيم كه خودمان قوي باشيم»! طي يادداشتي در كيهان آورديم كه اين ديدگاه رنگ و بوي صهيونيستي دارد و اين احتمال قوت گرفت كه جبهه اصلاحات قصد دارد از اين طريق براي آمريكا و اسرائيل پيام دوستي بفرستد! چرا كه ديدگاه اعلام شده از جانب مهندس موسوي با آنچه رژيم صهيونيستي براي مقابله با حمايت جمهوري اسلامي از مقاومت فلسطين تبليغ و ترويج مي كرد، انطباق فراواني داشت و از سوي ديگر، برخي از رفقاي گرمابه و گلستان مهندس موسوي كه ستادهاي انتخاباتي او را اداره مي كردند، نيز پيش از اين در دولت اصلاحات، همين ديدگاه را- به زعم خود- تئوريزه كرده و سخاوتمندانه، از كيسه ملت براي ترويج آن هزينه مي كردند. در آن هنگام، شماري از دوستان گلايه مي كردند كه كيهان تندروي مي كند و نگاه عوامانه مهندس موسوي را ناشي از 20 سال دوري او از عرصه سياسي و اجتماعي كشور تلقي مي كردند، اما مواضع شناخته شده و بارها اعلام شده مدعيان اصلاحات و روابط پنهان و آشكار تعدادي از سردمداران اين جبهه با محافل و عوامل سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل- كه اخيراً و بعد از دستگيري به گوشه اي از آن اعتراف كرده اند- ترديدي باقي نمي گذاشت كه اظهارات موسوي فراتر از «خطا»، بلكه «خط» است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

روز سه شنبه-10/6/88- در جريان بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي كابينه دهم، وقتي نوبت به سردار احمد وحيدي رسيد، جلسه علني مجلس شوراي اسلامي با «حفظ دستور» براي دقايقي از «دستور» خارج شد! نه اين كه نمايندگان موضوع بحث را واگذارند، بلكه داستاني فراتر از آن در ميان بود. تنها نماينده اي كه به عنوان مخالف ثبت نام كرده بود، اعلام كرد نه فقط در مخالفت با انتخاب سردار وحيدي براي وزارت دفاع سخني نمي گويد، بلكه با افتخار به او رأي اعتماد نيز خواهد داد. اظهارات اين نماينده نكته سنج و موقع شناس با احسنت، احسنت ساير نمايندگان روبرو شد و شعار مرگ بر اسرائيل در فضاي مجلس طنين انداخت.
سردار وحيدي از جمله مردان پاكباز و متعهدي است كه هرچه به آنها نزديكتر مي شوي برشيفتگي ات مي افزايند. ايمان و خلوص و كارآمدي و فداكاري او اگرچه از نگاه نمايندگان مردم پنهان نبود ولي حمايت يكپارچه روز سه شنبه مجلس از سردار وحيدي علت ديگري فراتر از آن نيز داشت.
از نخستين روزي كه معلوم شد سردار احمد وحيدي به عنوان نامزد وزارت دفاع در كابينه دهم معرفي شده است، آمريكا، رژيم صهيونيستي و متحدان اروپايي آنها، تبليغات پرحجم و گسترده اي را عليه وي تدارك ديده و به صحنه آوردند. بهانه اين بود كه سردار وحيدي در انفجار سال 1994 مركز تجاري يهوديان در آرژانتين كه به هلاكت 85 تن منجر شد، دست داشته است! و به همين علت از سوي پليس بين الملل-اينترپول- «اخطار قرمز RED NOTICE» گرفته و تحت تعقيب است!
جنجال صهيونيست ها عليه سردار وحيدي و پاسخ تحسين برانگيز مجلس به اين تبليغات پرسروصدا، از چند زاويه قابل ديدن است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

مجلس شوراي اسلامي از امروز - و به مدت چند روز- بررسي صلاحيت 21 وزير پيشنهادي رئيس جمهور را در دستور كار جلسات علني خود دارد. روال كار و گردش قانوني آن با دوره هاي قبلي تفاوتي ندارد. رئيس جمهور مطابق قانون اساسي گزينه هاي مورد نظر خويش براي 21 وزارتخانه را به مجلس معرفي كرده و از صلاحيت آنها دفاع خواهد كرد. نمايندگان مردم نيز مطابق اصل 133 قانون اساسي، بعد از بحث و بررسي درباره صلاحيت وزراي پيشنهادي، به گزينه هايي كه آنها را واجد صلاحيت بدانند راي اعتماد مي دهند و هر كدام را فاقد صلاحيت تشخيص دهند از دادن راي اعتماد به وي خودداري مي ورزند. و نتيجه هر چه باشد، قانوني و مورد پذيرش همگان خواهد بود.
اين دوره، اما با دوره هاي قبلي تفاوت درخورتوجهي دارد كه هيچيك از دلسوزان اسلام و انقلاب و شيفتگان خدمت به مردم نمي توانند و نبايد نسبت به آن بي تفاوت باشند. ويژگي اين دوره و تفاوت آن با دوره هاي قبلي در شرايط حساس و خطيري است كه اين روزها با آن روبرو بوده ايم. فتنه بزرگ و خطرناكي كه آمريكا، اتحاديه اروپا، اسرائيل، برخي از كشورهاي عربي، شماري از خواص آلوده و خط نفاق داخلي به طور مشترك و هماهنگ تدارك ديده و به ميدان آورده بودند. اين فتنه اگرچه با مديريت الهي رهبرمعظم انقلاب و هوشياري و تيزبيني مردم، ناكام ماند و شناسايي منافقان جديد از دستاوردهاي عظيم آن بوده و هست ولي هنوز فتنه انگيزان بيروني و پياده نظام داخلي آنها، ترفندهاي ديگري در آستين دارند كه نبايد و نمي توان از آن غافل بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388   توسط حسین شریعتمداری 

۱- نيمه خردادماه سال 1383- ژوئن 2004- وقتي ريچارد رورتي - RICHARD RORTY- يكي از بلندآوازه ترين نظريه پردازان سياسي آمريكا- به دعوت رامين جهانبگلو و داريوش شايگان، دو جاسوس شناخته شده آمريكا و انگليس در سفري نه چندان آشكار به ايران آمد و طي نشستي با سران مدعي اصلاحات در «خانه هنرمندان» به گفت وگو نشست، خطاب به آنان(نقل به مضمون از روزنامه زنجيره اي وقايع اتفاقيه) توصيه كرد؛
«در كشوري مانند ايران كه حاكميت آن از پايگاه گسترده مردمي برخوردار است، مخالفان نمي توانند ائتلاف و پيوند خود را با تشكيل حزب و يا جبهه سياسي حفظ كنند، زيرا يك حزب سياسي شامل افرادي است كه در بسياري از نقاط عقيدتي و اجتماعي و سياسي با يكديگر اشتراك نظر دارند و به همين علت يكي از اصول ضروري در تاسيس احزاب سياسي، تهيه مرامنامه و اساسنامه است تا ديگران در صورت انطباق نظرات خويش با ديدگاه هاي ارائه شده در اساسنامه و مرامنامه حزب به عضويت آن درآيند. از اين روي هرچه محور همبستگي يك حزب نقاط بيشتري داشته باشد، تعداد كساني كه در تمامي اين نقاط اشتراك نظر دارند، كمتر خواهد بود. از سوي ديگر، جبهه سياسي نيز مجموعه اي از چند حزب و گروه است و از آنجا كه هريك از احزاب و گروه ها به طور جداگانه براي خود اساسنامه و مرامنامه دارند بنابراين جمعيت ائتلاف كنندگان در يك جبهه سياسي نمي تواند حاصل جمع تعداد اعضا و هواداران احزاب و گروه هاي حاضر در آن جبهه باشد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری 

۱- مي گويند پادشاهي با تعجب آميخته به تقدير، وزير خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در ميان اهل ديار خود قدر و منزلت بالايي داشت و جز به مقام بلند در كشور خويش تن نمي داد، چه ارزان او را خريدي و به آستان بوسي ما آوردي؟ آنهم در جمع چاكران و غلامان، نه بزرگان و اميران؟! و زير زمين ادب بوسيد و گفت: او را هنگامي خريدم كه قدر و قيمت پيشين بر باد داده و به غايت ارزان شده بود! هنر من آن نيست كه متاع گران را ارزان خريده باشم، بلكه كالاي ارزان را به قيمت خريده ام!
2- شامگاه روز يكشنبه 18 مردادماه 88 سايت اينترنتي حزب اعتماد ملي نامه اي از مهدي كروبي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني را منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاري هاي خارجي و سايت هاي خبري گروههاي ضد انقلاب روبرو شد. در اين نامه مهدي كروبي از رئيس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقيق كند»! اين نامه تاريخ 7 مرداد، يعني 14 روز پيش را دارد و پسر كروبي در توضيح آن مي گويد پدرش اين نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصي براي آقاي هاشمي رفسنجاني و در حالي كه جوابي از او نگرفته است براي عموم منتشر مي كند! در نامه كروبي آمده است «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده اند(!) كه منجر به ايجاد جراحات و... گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده اند، به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده اند»! كروبي در اين نامه از منابع خبري خود نام نمي برد و تنها مي نويسد: «افرادي اين مطالب را به من گفته اند كه داراي پست هاي حساس در اين كشور بوده اند»...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری 

روز چهارشنبه 14/5/88 و همزمان با انجام مراسم تحليف رئيس جمهور منتخب در مجلس شوراي اسلامي، حزب مشاركت با صدور بيانيه اي نظام جمهوري اسلامي ايران را با رژيم هاي طاغوتي و استبدادي مقايسه كرد! و ضمن تاكيد چندباره بر ادعاي موهوم تقلب در انتخابات كه هيچگاه حاضر به ارائه سند و يا دستكم شاهد و قرينه اي براي اثبات آن نبوده و نيستند، به تكرار بافته هاي قبلي عليه انقلاب و نظام و مردم پرداخت.
اين نوشته در پي پاسخگويي به بيانيه حزب مشاركت نيست، چرا كه تمامي آنچه در اين بيانيه و بيانيه هاي ديگر حزب مشاركت آمده است دقيقاً و بدون كم و كاست همان اتهاماتي است كه طي 30 سال گذشته قدرت هاي بيروني و گروههاي ضدانقلاب عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بافته و منتشر كرده اند، تا آنجا كه حتي يك نمونه از اين اتهامات را نمي توان يافت كه قبل از حزب مشاركت از سوي دشمنان تابلودار بيروني مطرح نشده باشد. دراين باره همه گفتني ها گفته شده است و نيازي به تكرار آن نيست. مقصود از اين نوشته، اما، بيان نكته ديگري است كه مي تواند براي هواداران اين حزب و حتي براي آن عده از مركزيت حزب مشاركت كه شايد هنوز به ماهيت واقعي حزب متبوع خويش پي نبرده باشند، روشنگر و نجات دهنده باشد و آن نكته، يافتن پاسخ براي اين سوال است كه «بيانيه حزب مشاركت را چه كسي نوشته است»؟! و دراين باره گفتني است كه؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری 

ديروز «رابرت گيبس» سخنگوي كاخ سفيد در نشست هفتگي با خبرنگاران اعلام كرد كه «آمريكا احمدي نژاد را رئيس جمهور مشروع و قانوني ايران مي داند» و افزود «اين واقعيت كه هيچ نماينده آمريكايي در مراسم تحليف احمدي نژاد شركت نمي كند به معني آن نيست كه آمريكا مشروعيت رياست جمهوري احمدي نژاد را رد مي كند و يا او را رئيس جمهور منتخب ايران نمي داند.»
اعتراف كاخ سفيد به قانوني بودن انتخابات رياست جمهوري دهم در ايران و مشروعيت و رسميت رياست جمهوري احمدي نژاد در حالي است كه رسانه ها و مقامات آمريكايي طي چندماه گذشته و مخصوصاً بعد از اعلام نتيجه انتخابات، به منظور القاي توهم تقلب در انتخابات دست به تبليغات گسترده اي زده بودند و علاوه بر تماس هاي پنهان و افشا شده مأموران اطلاعاتي «سيا» با آشوبگران كه با هدف مديريت آشوب ها صورت مي پذيرفت، دولت آمريكا به صراحت از اختصاص 400 ميليون دلار براي حمايت از آشوبگران خبر داده بود... اما اين وجيزه، در پي بازخواني پرونده سياه همكاري «سيا» با فتنه انگيزان اخير نيست، چرا كه بازگويي آن، مصداق «حديث مكرر» است و صدالبته، ملال آور. منظور از اين نوشته، اشاره به نكته اي عبرت انگيز است و شايد براي بعضي ها كه هنوز بر طبل توخالي تقلب مي كوبند، درس آموز هم باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری 

۱-«ابوعامر» در ميان مردم يثرب- مدينه قبل از هجرت پيامبر(ص)- نفوذ و اعتبار فراواني داشت. او كه نصراني و مشهور به زهد و عبادت بود با استناد به آموزه هاي انجيل مردم را به ظهور پيامبر آخرالزمان بشارت مي داد و مي گفت بي صبرانه چشم به راه آمدن اوست. رسول خدا(ص) كه به مدينه هجرت فرمود، مردم به اسلام گرويدند و ابوعامر كه انتظار مي رفت در پيوستن به رسول خدا(ص) پيشقدم باشد، وقتي جايگاه و منزلت قبلي خود را از دست رفته و بي رونق ديد، كينه پيامبر خدا(ص) را به دل گرفت و به مخالفت با اسلام برخاست. كار اسلام كه در مدينه بالا گرفت، ابوعامر به مكه رفت و با مشركان عليه رسول خدا(ص) همساز شد. او در طراحي جنگ احد نقش داشت. ابوعامر پس از آن كه نشانه هاي شكست را در جبهه مشركان حجاز مشاهده كرد و از پيروزي آنها نااميد شد، مكه را ترك كرد و نزد هراكليوس -هرقل- امپراتور روم رفت و پيشنهاد خود براي مقابله با اسلام را با وي در ميان گذاشت. براي هراكليوس مهم نبود كه انگيزه ابوعامر از مخالفت با اسلام چيست؟ مهم آن بود كه ابوعامر نيز مانند امپراتور روم در مخالفت با اسلام اشتراك نظر داشت، بنابراين در اين نقطه مي توانستند با هم ائتلاف كنند، اگرچه هريك براي «حجاز بعد از فروپاشي اسلام»! سوداي جداگانه اي در سر داشتند. ابوعامر اهل يثرب بود و سابقه حضور او در ميان مردم آن سامان كه حالا به اسلام گرويده بودند مي توانست يك «فرصت» باشد، چرا كه مردم مدينه او را «بومي» و «هموطن» خويش تلقي مي كردند و غير از تعدادي اندك و كم شمار، بقيه چه مي دانستند كه ماموريت بيگانه برعهده دارد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری 

وقتي مرحوم احسان طبري برجسته ترين تئوريسين ماركسيسم در آكادمي علوم شوروي سابق و عضو مركزيت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهي موشكافانه و مستند به نقد علمي ماركسيسم نشست، رسانه هاي هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهي از تبليغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در اين ميان، نظر راديو مسكو-شوروي سابق- كه راديوهاي آمريكا و بي بي سي نيز با آب و تاب آن را پوشش مي دادند، جالب ترين- و البته خنده دارترين- نمونه بود. مفسر راديو مسكو مي گفت: ايراني ها موفق به ساخت آمپولي شده اند كه اگر به زنداني تزريق شود، آنچه به وي ديكته شده است را بر زبان مي آورد! وقتي اين خبر را با مرحوم طبري در ميان گذاشتم پوزخندي زد و گفت؛ بايد از رفقاي ماركسيست و دوستان امپرياليست! پرسيد، اگر ايران اسلامي تا اين اندازه پيشرفته است كه موفق به ساخت چنين داروي سحرآميزي شده است چرا اينهمه درباره عقب افتادگي علمي آن تبليغ مي كنيد؟ و اما، بر فرض كه متخصصان ايراني موفق به ساختن چنين دارويي شده و به من هم تزريق كرده باشند! تزريق دارو كه «سند» و «استدلال» نمي سازد. اظهارات من تحت هر شرايط و به هر علتي كه باشد، براي اثبات آن سند و دليل ارائه كرده ام، چرا به جاي پاسخگويي، لطيفه مي سرائيد؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388   توسط حسین شریعتمداری